یک بشقاب خواب کودکانه

ارسال شده توسط مهدی گلچین در ۹ مهر, ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۵۹

این خواهر زاده منه اسمش مهراوه است اصلا این بچه سر به خواب نیست

برای همه مون تعجب داشت که تو هیر و ویر افطاری اونم تو این شلوغی اینجوری خوابش ببره

» دریافت تصویر در اندازه بزرگ


مربوط به تصاوير جالب | ۱۴ نظر »



۱۴ نظر مربوط به مطلب [یک بشقاب خواب کودکانه]

  1. ارسال شده توسط کوروش.علی آباد کتولNo Gravatar در ۱۰ مهر ۱۳۸۷

    ماشاللا خدا حفظش کنه.عجب حالی میده خواب با خیال راحت

    پاسخ به اين نظر

  2. ارسال شده توسط na3rNo Gravatar در ۱۰ مهر ۱۳۸۷

    خیلی نازه!

    حتما خیلی خسته بوده!
    خدا خودشو دایشو حفظ کنه!

    پاسخ به اين نظر

  3. ارسال شده توسط ميلادNo Gravatar در ۱۱ مهر ۱۳۸۷

    خدا حفظش کنه
    به داییش رفته لول!
    چقدرم نازه
    از بچه هایی که باید بخوریشون !

    پاسخ به اين نظر

  4. ارسال شده توسط رضاNo Gravatar در ۱۵ مهر ۱۳۸۷

    چه بامزه خوابیده حتما دایئش هم اینجور خوش تیپه.
    می بخشین چون من دکترای مردم آزاری دارم هر چند دلم نمیاد اما خیلی جالبه یه گاز کوچولو از لپش بگیرم چون من خیلی بچه ها رو دوست دارم میگم .
    خدا حفظش کنه .
    همیشه شاد و سبز باشید .

    پاسخ به اين نظر

  5. ارسال شده توسط Ma3ouDNo Gravatar در ۳۰ مهر ۱۳۸۷

    ناااااااااااااااااااززززززززززززززززززززززززززززی
    دست چقدر کپل هست.
    بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوس

    پاسخ به اين نظر

  6. ارسال شده توسط فرزانهNo Gravatar در ۱ آبان ۱۳۸۷

    واقعا نانازه راستی چند ساله است واهل کجاست و…… اگه الان پیش من بود ۲تا بوس آبدارش میکردم.

    پاسخ به اين نظر

  7. ارسال شده توسط golnargesNo Gravatar در ۵ آبان ۱۳۸۷

    جیگر ….. عشق …..
    باید خوردش
    خیلی دوست داشتنیه
    خدا برا ی پدر ومادرش نگهش بداره
    ان شاءالله

    پاسخ به اين نظر

  8. ارسال شده توسط میثم عضدیNo Gravatar در ۶ آبان ۱۳۸۷

    خیلی ناز و دوست داشتنی است به خدا

    آدم دوست داره یواشکی یه گاز محکم بکنه از لپش
    دور از چشم مامان و باباش

    پاسخ به اين نظر

  9. ارسال شده توسط میثم عضدیNo Gravatar در ۶ آبان ۱۳۸۷

    وایییییییییییییییییییییییییییی چه نازه

    پاسخ به اين نظر

  10. ارسال شده توسط میثم عضدیNo Gravatar در ۶ آبان ۱۳۸۷

    واییییییییییییییی
    شبیه باباشه
    بانمکه موشششششششششششششش بخورش

    پاسخ به اين نظر

  11. ارسال شده توسط محبوبهNo Gravatar در ۶ آبان ۱۳۸۷

    در پرتو نور جاودانه آرام
    چشمی بگشا و خنده ای آسان کن
    بی قید و رها ز خودسری ایام
    دریاب دمی و پا به دنیا وا کن
    در سر خوشی کودکی و لذت خواب
    دنیای دگر برای خود برپا کن
    بگذر ز غم و غربت و این تنگ دلی
    بار دگری لبی به خنده وا کن

    پاسخ به اين نظر

    آزادهNo Gravatar به اين نظر پاسخ داد در  ۵ آذر ماه ۱۳۸۷ ۲:۱۶ ب.ظ:

    محبوبه جان
    خداوند کوچولوی نازت رو برات نگه داره
    تقدیم به مهراوه کوچولوی ناز

    خوابت گرفته گل من

    بالش رویات رو بیار

    به جشن خورشید می رسی

    پشت همین شبای تار

    بگیر بخواب عزیزکم

    رو پرای سفید قو

    امشب ولی نشونی رویاهات رو بهم بگو

    عاشق و عاشقتر می شم اگه بخواب من بیای

    تو جشن نیلوفری شعرای ناب من بیای

    رنگین کمون خوابمو آبی و آبی تر بکن

    با هستی چشات بیا

    خواب من رو شرابی کن

    گلهای ساعتی دارن قصه می خونن واسه تو

    پلکاتو روی هم بذار، به خواب رویایی برو…….

    پاسخ به اين نظر

  12. ارسال شده توسط آزادهNo Gravatar در ۵ آذر ۱۳۸۷

    محبوبه جان
    خداوند کوچولوی نازت رو برات نگه داره
    تقدیم به مهراوه کوچولوی ناز

    خوابت گرفته گل من

    بالش رویات رو بیار

    به جشن خورشید می رسی

    پشت همین شبای تار

    بگیر بخواب عزیزکم

    رو پرای سفید قو

    امشب ولی نشونی رویاهات رو بهم بگو

    عاشق و عاشقتر می شم اگه بخواب من بیای

    تو جشن نیلوفری شعرای ناب من بیای

    رنگین کمون خوابمو آبی و آبی تر بکن

    با هستی چشات بیا

    خواب من رو شرابی کن

    گلهای ساعتی دارن قصه می خونن واسه تو

    پلکاتو روی هم بذار، به خواب رویایی برو…….

    پاسخ به اين نظر

  13. ارسال شده توسط میثمNo Gravatar در ۲۶ دی ۱۳۸۸

    به این آزاده خانوم بگین اگه وقت داره بازم از این پیغامها بذاره
    لطفففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففا

    پاسخ به اين نظر

نظر دهيد

Google
 

آيا مي دانستيد كه :

كرمهاي ابريشم در پنجاه وشش روز ، هشتاد و شش هزار برابر خود غذا ميخورند